luv me part : 1
_ رکوردت یک دقیقه و پنجاه ثانیس عالیه
سرعتشو کم کرد و سرشو از آب بیرون آورد ساعت 9 و 10 دقیقه ی شب رو نشون میداد
توی استخر فقط چند تا مرد نتراشیده نخراشیده و اونجی و مربیش پارک جیمین مونده بود
اونجی امشبم تا دیر وقت مشغول تمرین کردن برای مسابقات بود
× ممنونم مربی
جیمین دست اونجی رو گرفت و از آب کشیدش بیرون
_ این هفته سخت تمرین کردی چیزیم تا مسابقات نمونده.. تمرین خوب تغذیه ی خوب هم نیاز داره بشین تا برات تغذیه ی مخصوص بیارم
× مربی واقعا نیازی نیست...ممنونم
_ واقعا نیازه اونجی هیچوقت روی حرف مربیت حرف نزن خودمم بدم نمیاد ی چیزی بخورم
ادامه ی تمرین بی هیچ حرف اضافه ای گذشت
_ اونجی ساعت 10 شبه وقتشه بری خونه منم دیگه دارم میرم خونه
× خسته نباشین مربی
_ تو هم همین طور
اونجی رفتن جیمین رو تماشا کرد کاش میتونست بهش بگه دوستش داره ولی مطمئن بود اینکار عواقب بدی داره
حولشو برداشت و بی توجه به تیکه های اون مردهای هیکلی رفت تا دوش بگیره...
_ اونجی تویی؟ حولمو جا گذاشتم یک ربعی میشه اینجا علافم میشه حولمو بیاری؟
اونجی سرجاش خشک شد صدای پارک جیمین بود چشمامو محکم روی هم فشار داد و رفت سمت کمد مربيش حولرو برداشت و آروم در زد
× اونجیم حولرو آوردم....
اونجیم محکم چشماشو روی هم فشار میداد و دمای بدنش تا حد قابل توجهی رفته بود بالا...
با حس کشیده شدن دستش وحشتتش بیشتر شد
نکنه اون پارک جیمین نبود؟
چشماشو باز و کرد و خواست جیغ و داد کنه که با صورت پارک جیمین مواجه شد!
سلام عزیزان گل اینم از پارت اول چند شاتی جیمین امیدوارم که خوشتون اومده باشه لایک و کامنت بزارید حمایت کنید حتما
سرعتشو کم کرد و سرشو از آب بیرون آورد ساعت 9 و 10 دقیقه ی شب رو نشون میداد
توی استخر فقط چند تا مرد نتراشیده نخراشیده و اونجی و مربیش پارک جیمین مونده بود
اونجی امشبم تا دیر وقت مشغول تمرین کردن برای مسابقات بود
× ممنونم مربی
جیمین دست اونجی رو گرفت و از آب کشیدش بیرون
_ این هفته سخت تمرین کردی چیزیم تا مسابقات نمونده.. تمرین خوب تغذیه ی خوب هم نیاز داره بشین تا برات تغذیه ی مخصوص بیارم
× مربی واقعا نیازی نیست...ممنونم
_ واقعا نیازه اونجی هیچوقت روی حرف مربیت حرف نزن خودمم بدم نمیاد ی چیزی بخورم
ادامه ی تمرین بی هیچ حرف اضافه ای گذشت
_ اونجی ساعت 10 شبه وقتشه بری خونه منم دیگه دارم میرم خونه
× خسته نباشین مربی
_ تو هم همین طور
اونجی رفتن جیمین رو تماشا کرد کاش میتونست بهش بگه دوستش داره ولی مطمئن بود اینکار عواقب بدی داره
حولشو برداشت و بی توجه به تیکه های اون مردهای هیکلی رفت تا دوش بگیره...
_ اونجی تویی؟ حولمو جا گذاشتم یک ربعی میشه اینجا علافم میشه حولمو بیاری؟
اونجی سرجاش خشک شد صدای پارک جیمین بود چشمامو محکم روی هم فشار داد و رفت سمت کمد مربيش حولرو برداشت و آروم در زد
× اونجیم حولرو آوردم....
اونجیم محکم چشماشو روی هم فشار میداد و دمای بدنش تا حد قابل توجهی رفته بود بالا...
با حس کشیده شدن دستش وحشتتش بیشتر شد
نکنه اون پارک جیمین نبود؟
چشماشو باز و کرد و خواست جیغ و داد کنه که با صورت پارک جیمین مواجه شد!
سلام عزیزان گل اینم از پارت اول چند شاتی جیمین امیدوارم که خوشتون اومده باشه لایک و کامنت بزارید حمایت کنید حتما
- ۱۱.۶k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط